|
علوم پایه
|
آغاز سال 2009 میلادی و میلاد مسیح و هم چنین آغاز سال جهانی نجوم رو به شما تبریک می گم.به مناسبت آغاز این سال، 5 رویداد اولی که در سال جهانی نجوم اتفاق می افتند رو با هم بررسی کنیم:
1. سوم ژانویه 2009، 14 دی 1387 : اوج بارش شهابی ربعی با ZHR=100
2.چهارم ژانویه 2009، 15 دی 1387 : زمین در حضیض مداری، فاصله از خورشید برابر 147095552 کیلو متر
3.هفتم ژانویه 2009، 18 دی 1387 : مقارنه ی ماه و خوشه ی پروین.جدایی 0.7 درجه، صورت فلکی ثور، فاز ماه 75.13%، ساعت 22:11
4. سیزدهم ژانویه 2009، 24 دی 1387 : مقارنه ی ماه و قلب الاسد، جدایی 2.7 درجه، صورت فلکی اسد، قدر قلب الاسد=1.4+ ، فاز ماه 95.75% ، ساعت 21:40
5. 21 ژانویه 2009، 2 بهمن 1387 : مقارنه ی ماه و قلب العقری، جدایی 5 درجه، صورت فلکی عقرب، قدر قلب العقرب = 1.3+ ، فاز ماه 24.78% ، ساعت 03:24

در زبان پارسی «مِه» یعنی «بزرگ» و بانگ به معنای صدای بلند است.
یک نظریه درخور توجه - یا در واقع یکی از جالبترین موضوعاتی که یک انسان در طول عمرش میتواند از آن مطلع شود - این است که جهان فعلی ما از ذره بسیار کوچک تر از کوچکترین ذرات بنیادی بوجود امد البته علم فیزیک در ان لحظه وجود نداشت و به این حالت تکینگی گویند در واقع از این تکینگی جهان منفجر شد و از این ذره همهٔ ذرات بنیادی به وجود امدند و شروع کردند از مرکز آن دور شدن. که میلیاردها کهکشان و از جمله همین کهکشان راه شیری خودمان به وجود آمدند. این انفجار باعث انبساط جهان به صورت بادکنکی میشود البته نیروی دیگری که در این انبساط و کند شدن سرعت انبساط ان تأثیر دارد نیروی جاذبهاست و خمیدگیهای فضا زمان نسبیتی و در این صورت سه حالت متصور است ۱ - انبساط دائم ۲ - رسیدن به یک حالت ثابت و پایدار ۳ - انقباض بعد از انبساطاَختَرفیزیک یکی از شاخههای فیزیک است که به ویژگیهای فیزیکی ستارگان میپردازد. این شاخه به فیزیک ستارگان، فضای میان ستارهای، تولد و مرگ اجرام فضایی میپردازد. تنها اطلاعاتی که ما از ستارگان بدست میآوریم امواجی است که دریافت میشود. فقط نور، اختر فیزیک با کمک این اطلاعات و تطبیق قوانین فیزیکی از یک سو جهان را بهتر تبیین میکند و از یک طرف با کمک آزمایشگاهی به بزرگی عالم تئوریهای جدید را میآزماید.
برای بررسی ستارگان دراختر فیزیک باید اطلاعات دقیقی ازمحل ستارگان داشته باشیم. به همین منظور ازکره سماوی یا کره آسمان استفاده میکنیم و محل ستارگان را برروی آن مشخص میکنیم چون دراین امر از کره استفاده میکنیم وسطحی که مکان را نسبت به آن اندازه گیری میکنیم کرهاست از مختصات قطبی کروی استفاده میکنیم. برای به دست آوردن نتیجه بهتر از دستگاه مختصاتی استفاده میکنیم که نسبت به زمین ثابت باشد، چرا که ماهم به عنوان یک ناظر زمینی نسبت به زمین ثابت هستیم. دراین دستگاه استوائی کره همانند استوای زمین است. یعنی این صفحه استوائی عمود بردوران زمین است. جهت محور دوران زمین هم ثابت نیست و به علت تأثیرات گرانشی دارای حرکت تقدیمی است ومختصات ستارگان به علت تغییرات محور مختصات برحسب زمان دچار تغییر میشود.
مختصات بکاررفته عبارتاند از بُعد و میل. بعد همانند طول جغرافیائی درزمین است. برروی کره سماوی میبایست، چیزی همانند نصف النهار زمین وجودداشته باشد، که از نقطه مشخصی که بعد صفر نام دارد، عبورکند. نقطه صفر بعد را جهت خط مکان برخوردکننده صفحه استوائی زمین و صفحه مدارزمین به دور خورشید، که همان دایرة البروج است تعریف کردهاند. تغییر نقطه صفربُعد برحسب زمان صورت میگیرد، با تغییر جهت صفحه استوائی، جهت خط محل برخورد دایرة البروج و صفحه استوائی نیزبرحسب زمان تغییر میکند، این تغییر جهت گیری، به علت، حرکت تقدیمی محور زمین است. بعد را برحسب دقیقه و درجه اندازه گیری میشود. ۲۴ ساعت معادل ۳۶۰ درجهاست، بُعد زمانی را تعیین میکند که ستاره بیشترین ارتفاع دربالای افق را داشته باشد.
گرایش ها:
از ویکی پدیا، دانشنامه ی آزاد
منبع:
اخترشناسی در ایران باستان
اصطلاحات ستارهشناسی در پارسی میانه:
ستَویس یا سَدویس: به ظن قوی نام ستاره سهیل
تیشتَر: نام ستاره شِعرای یَمانی
روزآهنگ و شباهنگ: نامهای سیاره زهره در زبان عامیانه
دیگپایه: صورت فلکی شَلیاق
هَشتبَر: صورت فلکی تَنَیُّن، اژدها
موشپر و موشپار و موشپاریک: "ستاره"دنباله دار
نیزک و نیازک: شهاب ثاقِب
کَندَر: حرکت رِجعی
نوماه: هلال
پُرماه: بدر
نیم ماه [نیما] و نیم پُری: تربیع
سروش: نام ستاره عَیّوق
ماهیگیر: نام ستاره α دَلو
روجینه: ستاره وسطی کمربند جبار
چشم شیر: ستاره وسطی از سه ستاره که در گردن اَسَد اند.
کرکس نشسته، وَنَنْد، نَسر واقع یا آلفا شلیاق (α Lyr) سومین ستاره پرنور
آسمان است. این ستاره زمانی ستارهٔ قطبی زمین بود و در ۱۲۰۰۰ سال دیگر
نیز ستارهٔ قطبی خواهد شد. این ستاره در پیکر آسمانی دیگپایه (شلیاق) قرار گرفته است و به همراه دو ستاره دیگر تشکیل مثلث تابستانه را میدهند. ونند را در ایران باستان
نگهبان دروازهها و گذرگاههای کوههای البرز میدانستند.
|
نام پارسی میانه |
نام عربی |
نامگذاری بایر |
|
اَبدُم |
صرفه |
بتا شیر |
|
اسپور |
سماک اعزل |
|
|
پسیگ، پها |
دبران |
|
|
بزیسر |
هقعةالجوزا |
|
|
بَشن |
اِبطالجوزا |
|
|
رَخوَت |
ذراع مبسوطه |
|
|
تریشَگ، تَرَهه |
نثره |
|
|
اَزَره |
طرف |
|
|
پیشپرویز |
بُطَین |
|
|
کَهت میان |
فرغ مقدم |
|
|
کَهت |
بطنالحوت |
|
|
ماشاهه |
عوا |
|
|
مزدهداد |
نسر طائر |
|
|
تیشتر،تیر |
شِعرای یمانی |
|
|
خسرو |
غفر |
|
|
پارند |
عیوق |
|
|
میان |
ظهرالاسد |
|
|
موری |
سعد بلع |
|
|
دِرَفشه (دِرَفشَگ) |
شوله |
|
|
نَخو |
قلبالاسد |
|
|
میخگاه |
جدی |
|
|
پدیوَر، پدیسپَر، پریسپر |
سماک اعزل |
|
|
سَدویس، دِل |
قلبالعقرب (دبران و سهیل هم حدس
زدهاند) |
|
|
وَنَند |
نسر واقع |
|
|
وَر |
اوسط اکلیل |
|
|
سِرو(ی) |
زُبانا |
آلفا و بتا ترازو |
|
یوغ |
سعد ذابح |
آلفا و بتا بره |
از ویکیپدیا ،دانش
نامه آزاد
نقل از کتاب «گاهشماری در ایران قدیم»، حسن تقی زاده، تهران 1317