تبليغاتX
فیزیک و نجوم Physics & Astronomy
علوم پایه
سلام دوستان.

آغاز سال 2009 میلادی و میلاد مسیح و  هم چنین آغاز سال جهانی نجوم رو به شما تبریک می گم.به مناسبت آغاز این سال، 5 رویداد اولی که در سال جهانی نجوم اتفاق می افتند رو با هم بررسی کنیم:

1. سوم ژانویه 2009، 14 دی 1387 : اوج بارش شهابی ربعی با ZHR=100

2.چهارم ژانویه 2009، 15 دی 1387 : زمین در حضیض مداری، فاصله از خورشید برابر  147095552 کیلو متر

3.هفتم ژانویه 2009، 18 دی 1387 : مقارنه ی ماه و خوشه ی پروین.جدایی 0.7 درجه، صورت فلکی ثور،  فاز ماه 75.13%، ساعت 22:11

4. سیزدهم ژانویه 2009، 24 دی 1387 : مقارنه ی ماه و قلب الاسد، جدایی 2.7 درجه، صورت فلکی اسد، قدر قلب الاسد=1.4+ ، فاز ماه 95.75% ، ساعت 21:40

5. 21 ژانویه 2009، 2 بهمن 1387 : مقارنه ی ماه و قلب العقری، جدایی 5 درجه، صورت فلکی عقرب، قدر قلب العقرب = 1.3+ ، فاز ماه 24.78% ، ساعت 03:24


+ نوشته شده در  شنبه 14 دی1387ساعت 18:5  توسط ماه نگار آموزگار  | 

سلام بر همه ی دوستان.

یک خبر دارم، خودمم متعجب شدم، چه زود گذشت!
وبلاگ من یک ساله شد.
یک وبلاگ که خیلی فعالیت نمی کنه، بازدید کننده ی زیادی هم نداره، یک وبلاگ بی سرو صدا که در آبان ماه سال 1386 راه اندازی شد، درست بعد از اولین جلسه ی کلاس المپیاد نجوم با یک معلم خوب!
یادش به خیر...

حالا من برای این وبلاگ چند آرزو دارم:
1.فعالتر شود
2.جذاب شود
3.بازدید کننده هایش بیش تر شود
4.از نظر کیفی و سطح علمی مطالب بهتر شود

به هر حال از تمام دوستانم و همه ی کسانی که تا به حال از این وبلاگ دیدن کردند، تشکر می کنم!هم چنین از همه ی معلمای خوبم که با صبرو حوصله ی خیلی زیاد این مطالب رو به من یاد دادند.

+ نوشته شده در  جمعه 17 آبان1387ساعت 11:54  توسط ماه نگار آموزگار  | 

ستارگانی که روی استوای سماوی قرار دارند، 12 ساعت بالای افق و 12 ساعت زیر خط افق هستند و از شرق طلوع و در غرب غروب می کنند.
ستارگانی که بالای استوای سماوی قرار دارند، در نقطه ای بین شمال و شرق طلوع و در نقطه ای بین شمال و غرب غروب می کنند.این ستارگان بیش از 12 ساعت بالای افق هستند.
بنابر این 3 دسته ستاره داریم، که البته این ها به عرض جغرافیایی منطقه ارتباط دارند:
  1. ستارگان دور قطبی که همواره بالای افقند و غروب نمی کنند
  2. ستارگانی که طلوع و غروب دارند
  3. ستارگان ابدی الخفا(ستارگان دور قطبی جنوب)
در استوا همه ی ستارگان طلوع و غروب دارند و ستاره ی دور قطبی یا ابدی الخفا نداریم، از این رو بهتر است که رصد خانه ها بیشتر در استوا ساخته شوند.

به فاصله ی یک ستاره تا استوای سماوی، میل آن ستاره می گوییم(معادل انگلیسی:declination)
میل از 0 درجه تا 90 درجه متغیر است.
ستارگانی که میل مثبت دارند، بیش از 12 سلعت بالای افق هستند و ستارگانی که میل منفی دارند کمتر از 12 ساعت در آسمان بالای افق هستند.
میل یک ستاره تا آخر عمرش مقدار تقریبا" ثابتی است و در طی عمر ما مقدار دقیقا" ثابتی است.

میل را با علامت دلتای کوچک نشان می دهیم و برای به دست آوردن آن باید فاصله ی ستاره تا قطب(فاصله ی قطبی که آن را با p نشان می دهیم) را منهای 90 درجه کنیم.

مثلا برای عرض جغرافیایی 40 درجه:
ستارگان دور قطبی میل بیش تر از 50 درجه دارند.
ستارگانی با میل بین 50 تا 50- درجه طلوع و غروب دارند.
و ستارگانی که میل کمتر از 50- درجه دارند ابدی الخفا هستند.


مثالی برای تهران با عرض جغرافیایی حدود 36 درجه:
ستارگان دور قطبی: ستارگان صورت فلکی های دب اکبر و ذات الکرسی
ستارگان طلوع و غروب دار: ستارگان صورت فلکی زمستانی جبار
ستارگان ابدی الخفا: ستاره ی سهیل


در این عکس ستارگان دور قطبی را می بینید.این عکس به مدت چند ساعت نوردهی شده و رد ستارگان در تصویر باقی مانده است.
+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 تیر1387ساعت 15:3  توسط ماه نگار آموزگار  | 

شهرک ستاره‌ها


منبع: ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد.

    شهرک ستاره‌ها (به روسی: Звёздный Городок) یک تأسیسات پژوهشی و آموزشی نظامی در شمال شرقی مسکو است که در آن فضانوردان آموزش می‌بینند. فضانوردان از دههٔ 1960 در آموزشگاه کیهان نوردی گاگارین این شهرک آموزش دیده‌اند.
تندیس یک کیهان‌نورد در جلوی موزهٔ فضانوردی شهرک ستاره‌ها
تندیس یک کیهان‌نورد در جلوی موزهٔ فضانوردی شهرک ستاره‌ها

    در دوره شوروی این شهرک وضعیتی کاملاً محرمانه داشت و بقیه جهان به آن دسترسی نداشتند. خانواده‌های فضانوردان آموزشگاه نیز در همین شهرک مستقر هستند و زندگی می‌کنند.

پی نوشت: این نام را در انگلیسی Star City (شهر ستاره) نوشته‌اند ولی ترجمهٔ درست آن از روسی «شهرک ستاره‌ای» است. برخی از ترکیب‌های صفت و موصوف اینچنینی در زبان روسی، در برگردان فارسی به صورت ترکیب مضاف و مضاف‌الیه درمی‌آیند. واژه Звёздный городок به صورت زْوی‌یُزْدْنی گارادُک تلفظ می‌شود.

تندیس یوری گاگارین در شهرک ستاره‌ها
تندیس یوری گاگارین در شهرک ستاره‌ها                                 



+ نوشته شده در  جمعه 14 تیر1387ساعت 15:47  توسط ماه نگار آموزگار  | 

مهبانگ

مِهبانگ یا انفجار بزرگ (Big Bang) لحظه آغازین هستی را گویند که به وجود آمدن هستی از آن شروع شده‌است.

در زبان پارسی «مِه» یعنی «بزرگ» و بانگ به معنای صدای بلند است.

یک نظریه درخور توجه - یا در واقع یکی از جالب‌ترین موضوعاتی که یک انسان در طول عمرش می‌تواند از آن مطلع شود - این است که جهان فعلی ما از ذره بسیار کوچک تر از کوچک‌ترین ذرات بنیادی بوجود امد البته علم فیزیک در ان لحظه وجود نداشت و به این حالت تکینگی گویند در واقع از این تکینگی جهان منفجر شد و از این ذره همهٔ ذرات بنیادی به وجود امدند و شروع کردند از مرکز آن دور شدن. که میلیاردها کهکشان و از جمله همین کهکشان راه شیری خودمان به وجود آمدند. این انفجار باعث انبساط جهان به صورت بادکنکی می‌شود البته نیروی دیگری که در این انبساط و کند شدن سرعت انبساط ان تأثیر دارد نیروی جاذبه‌است و خمیدگی‌های فضا زمان نسبیتی و در این صورت سه حالت متصور است ۱ - انبساط دائم ۲ - رسیدن به یک حالت ثابت و پایدار ۳ - انقباض بعد از انبساط



ماده متراکم

تئوری تراکم عالم قبل از انفجار بزرگ را می توان با مطالعه در چیستی سیاهچاله های فضایی بهتر دریافت. در سیاهچاله های فضایی، اتم هابه اجزای سازنده شان تجزیه شده و فضای میان آنها از بین می رود. به این ترتیب ماده شدیداٌ متراکم و چگال می شود. این عکس اتفاقی است که در هنگام انفجار بزرگ روی داده است.

از ویکیپدیا دانش نامه ی آزاد
چند توضیح از کتاب جهان در پوست گردو(نوشته ی پروفسور استیون هاوکینگ):
انفجار بزرگ:تکینگی در آغاز جهان، کمابیش 15 میلیارد سال پیش.

تکینگی:نقطه ای در فضازمان که در آن خمیدگی فضازمان بی نهایت و ناکرانمند می شود.

تکینگی برهنه:تکینگی فضازمان که گرداگردش سیاهچاله ای نیست و ناظر دوردست می تواند آن را ببیند

فروپاشی بزرگ:نامی که به سناریوی ممکن برای پایان جهان داده اند و در آن همه فضا و ماده فرو می پاشند تا تکینگی ای شکل بگیرد.

قضیه ی تکینگی:قضیه ای که نشان می دهد در شرایط معیتی، تکینگی-نقطه ای که نسبیت عام در هم می شکند-باید وجود داشته باشد؛ و به ویژه نشان می دهد که جهان باید با تکینگی آغاز شده باشد.
+ نوشته شده در  یکشنبه 26 خرداد1387ساعت 21:58  توسط ماه نگار آموزگار  | 

  سلام عرض می کنم.
پریروز روز جهانی نجوم بود.امیدوارم که لذت برده باشید از این روز.
من متاسفانه چند وقت بود که نتونسته بودم این وبلاگ رو آپ کنم و الان هم که به خرداد ماه نزدیک می شیم و امتحانات هم به ما نزدیک می شن.

به قول معلم فیزیکمون که می فرمایند:((به پایان آمد این دفتر/حکایت هم چنان باقی ست))
   و انشا ا... این وبلاگ و فیزیک و نجوم هم هم چنان باقی ست و معلمانمان هم همین طور.یک مدت، در حقیقت تا پایان خرداد ماه باید با این وبلاگ خداحافظی کنم ولی حتما دوباره بر خواهم گشت.

فقط می خواستم این آخر سالی یه تشکر از معلمانم بکنم تا لا اقل بدونن که من به یادشون هستم....البته زحماتشون رو که نمی شه جبران کرد مگر با نتیجه گرفتن تو اون درس....

امیدوارم که تمام دبیرانم از من راضی باشند و در این سال شاگرد خوبی بوده باشم.

از زحمات سرکار خانم زارع،دبیر فیزیک
جناب آقای صیفی کار، دبیر المپیاد نجوم
و سرکار خانم عظیم لو، دبیر کارگاه نجوم
تشکر می کنم.
   امیدوارم سال بعد هم در کنار همین معلمان خوب باشم و از تجربیاتشان بهره مند شوم؛ نه تنها من، بلکه همه ی دوستانم همین آرزو را داریم.
       
+ نوشته شده در  یکشنبه 22 اردیبهشت1387ساعت 20:8  توسط ماه نگار آموزگار  | 

اَختَرفیزیک یکی از شاخه‌های فیزیک است که به ویژگی‌های فیزیکی ستارگان می‌پردازد. این شاخه به فیزیک ستارگان، فضای میان ستاره‌ای، تولد و مرگ اجرام فضایی می‌پردازد. تنها اطلاعاتی که ما از ستارگان بدست می‌آوریم امواجی است که دریافت می‌شود. فقط نور، اختر فیزیک با کمک این اطلاعات و تطبیق قوانین فیزیکی از یک سو جهان را بهتر تبیین می‌کند و از یک طرف با کمک آزمایشگاهی به بزرگی عالم تئوریهای جدید را می‌آزماید.

چگونگی تکامل یک کوتوله سفید
چگونگی تکامل یک کوتوله سفید

برای بررسی ستارگان دراختر فیزیک باید اطلاعات دقیقی ازمحل ستارگان داشته باشیم. به همین منظور ازکره سماوی یا کره آسمان استفاده می‌کنیم و محل ستارگان را برروی آن مشخص می‌کنیم چون دراین امر از کره استفاده می‌کنیم وسطحی که مکان را نسبت به آن اندازه گیری می‌کنیم کره‌است از مختصات قطبی کروی استفاده می‌کنیم. برای به دست آوردن نتیجه بهتر از دستگاه مختصاتی استفاده می‌کنیم که نسبت به زمین ثابت باشد، چرا که ماهم به عنوان یک ناظر زمینی نسبت به زمین ثابت هستیم. دراین دستگاه استوائی کره همانند استوای زمین است. یعنی این صفحه استوائی عمود بردوران زمین است. جهت محور دوران زمین هم ثابت نیست و به علت تأثیرات گرانشی دارای حرکت تقدیمی است ومختصات ستارگان به علت تغییرات محور مختصات برحسب زمان دچار تغییر می‌شود.

مختصات بکاررفته عبارت‌اند از بُعد و میل. بعد همانند طول جغرافیائی درزمین است. برروی کره سماوی می‌بایست، چیزی همانند نصف النهار زمین وجودداشته باشد، که از نقطه مشخصی که بعد صفر نام دارد، عبورکند. نقطه صفر بعد را جهت خط مکان برخوردکننده صفحه استوائی زمین و صفحه مدارزمین به دور خورشید، که همان دایرة البروج است تعریف کرده‌اند. تغییر نقطه صفربُعد برحسب زمان صورت می‌گیرد، با تغییر جهت صفحه استوائی، جهت خط محل برخورد دایرة البروج و صفحه استوائی نیزبرحسب زمان تغییر می‌کند، این تغییر جهت گیری، به علت، حرکت تقدیمی محور زمین است. بعد را برحسب دقیقه و درجه اندازه گیری می‌شود. ۲۴ ساعت معادل ۳۶۰ درجه‌است، بُعد زمانی را تعیین می‌کند که ستاره بیشترین ارتفاع دربالای افق را داشته باشد.

گرایش ها:

  • کیهانشناسی
  • فیزیک خورشیدی
  • اخترشناسی
  • نجوم رصدی

از ویکی پدیا، دانشنامه ی آزاد

منبع:

آکادمی علوم فضایی ایران

+ نوشته شده در  پنجشنبه 29 فروردین1387ساعت 14:10  توسط ماه نگار آموزگار  | 

اخترشناسی در ایران باستان

اصطلاحات ستاره‌شناسی در پارسی میانه:

ستَویس یا سَدویس: به ظن قوی نام ستاره سهیل

تیشتَر: نام ستاره شِعرای یَمانی

روزآهنگ و شباهنگ: نامهای سیاره زهره در زبان عامیانه

دیگپایه: صورت فلکی شَلیاق

هَشتبَر: صورت فلکی تَنَیُّن، اژدها

موشپر و موشپار و موشپاریک: "ستاره"دنباله دار

نیزک و نیازک: شهاب ثاقِب

کَندَر: حرکت رِجعی

نوماه: هلال

پُرماه: بدر

نیم ماه [نیما] و نیم پُری: تربیع

سروش: نام ستاره عَیّوق

ماهیگیر: نام ستاره α دَلو

روجینه: ستاره وسطی کمربند جبار

چشم شیر: ستاره وسطی از سه ستاره که در گردن اَسَد اند.


کرکس نشسته، ‌وَنَنْد، نَسر واقع یا آلفا شلیاق (α Lyr) سومین ستاره پرنور آسمان است. این ستاره زمانی ستارهٔ قطبی زمین بود و در ۱۲۰۰۰ سال دیگر نیز ستارهٔ قطبی خواهد شد. این ستاره در پیکر آسمانی دیگ‌پایه (شلیاق) قرار گرفته است و به همراه دو ستاره دیگر تشکیل مثلث تابستانه را می‌دهند. ونند را در ایران باستان نگهبان دروازه‌ها و گذرگاه‌های کوه‌های البرز می‌دانستند.


 

نام پارسی میانه

نام عربی

نامگذاری بایر

اَبدُم

صرفه

بتا شیر

اسپور

سماک اعزل

 

پسیگ، پها

دبران

 

بزیسر

هقعةالجوزا

 

بَشن

اِبط‌الجوزا

 

رَخوَت

ذراع مبسوطه

 

تریشَگ، تَرَهه

نثره

 

اَزَره

طرف

 

پیش‌پرویز

بُطَین

 

کَهت میان

فرغ مقدم

 

کَهت

بطن‌الحوت

 

ماشاهه

عوا

 

مزده‌داد

نسر طائر

 

تیشتر،‌تیر

شِعرای یمانی

 

خسرو

غفر

 

پارند

عیوق

 

میان

ظهرالاسد

 

موری

سعد بلع

 

دِرَفشه (دِرَفشَگ)

شوله

 

نَخو

قلب‌الاسد

 

میخگاه

جدی

 

پدیوَر، پدیسپَر، پریسپر

سماک اعزل

 

سَدویس، دِل

قلب‌العقرب (دبران و سهیل هم حدس زده‌اند)

 

وَنَند

نسر واقع

 

وَر

اوسط اکلیل

 

سِرو(ی)

زُبانا

آلفا و بتا ترازو

یوغ

سعد ذابح

آلفا و بتا بره

 

 

از ویکیپدیا ،دانش نامه آزاد

منابع

نقل از کتاب «گاهشماری در ایران قدیم»، حسن تقی زاده، تهران 1317

+ نوشته شده در  جمعه 9 فروردین1387ساعت 15:53  توسط ماه نگار آموزگار  |